نفرین به …؟؟

#هوالجبار

#نفرین و #لعن را برای #خشونت بر زبان نمی‌آوریم بلکه ادامه‌ی سلسله‌ی شمرها و یزیدها در طول تاریخ، فرهنگ این معاندت با #شمریت و #یزیدیت را در دل‌های #صلح_طلب و #آزادیخواه و #آزاده نهادینه کرده است.

#امام_حسین را مظهر #آزادگی و #صلح و مبارزه با #نادانی و #کوتاه_نظری می‌دانیم و شناختیم. آری ما هزاران سال است که با گلوی بریده طفل شش‌ماهه و دست بریده‌ی مظاهر وفا و مردانگی و ادب آشناییم و سالهاست که  #ماجرای_نیمروز های فراوانی را پشت سر گذاشتیم. بله داستان #هزاروچهارصدساله ما در برابر #ترور و #تروریست و امثالهم از این قرار است که: تا ابد سلام خدا بر حسین نفرین به جنگ نفرین به خشونت #مرگ‌ بر ظالم و #لعنت به خوی شمری و یزیدی…

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ ، وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ ، اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعا

#محمدعلی_عربنژاد_عاکف

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

لحظه‌لحظه که به اطراف خودم می‌نگرم

لحظه‌لحظه که به اطراف خودم می‌نگرم می‌رسد حادثه‌ی تازه‌ای از دور و برم در میان همه‌ی دغدغه‌ها، مشغله‌ها… در تلاشم که فقط آبرویم را بخرم توی این شهر پر از حادثه و فتنه و شر جرمم اینست که شاعر شده‌ام خیر سرم ...

پیش من تا ابدالدهر بمان؛ می‌ارزد

پیش من تا ابدالدهر بمان؛ می‌ارزد می‌خرم ناز تو ای عشق، به جان، می‌ارزد   بگذارید برقصم به شبستان شکست که تمامش به شکوه هیجان می‌ارزد   بگذارید بمیرم که در این قبر مخوف هرچه باشد به تمامی جهان می‌ارزد   تب ...

بین شلوغیِ خس و خاشاک، این‌بار

بین شلوغیِ خس و خاشاک، این‌بار با عشقِ تو پر می‌زنم بی‌باک، این‌بار   ماندم چرا‌ غم‌نامه‌ام از متن تاریخ هی می‌رسد با حمله‌ی پژواک، این‌بار   گردن گرفتم فتنه‌هایت را زلیخا! من آمدم اما گریبان‌چاک، این‌بار   برگشتم از هر اتفاق ...