فلوکستین بیست لطف دوستان و ۲۰ خرداد

هوالرفیق

اگر به آخرین پست بنده در اینستا مراجعه کنید عکس و متن حاکی از آن است که از چندی قبل به دلایلی منجمله پیگیری برای چاپ فلوکستین بیست ، در فضای مجازی آنچنان حضور و فعالیتی نداشتم و امشب که طبق عادت هرشبه خواستم دقایقی به برخی کانال‌های خبری وادبی و صفحات اینستا سری بزنم متوجه محبت فراوان دوستان شدم که حقیقتا برایم غافگیرکننده بود. قبل از هر تشکر عرض کنم که تلاقی روز تولدم با زادروز شاعر نامی و عارف بزرگ‌ حضرت #فخرالدین_عراقی پیوند نامناسبی همانند انتصاب یک شخص بدخط در واحد صدور شناسنامه در ثبت‌احوال شهر ماست و این رخ‌داد در شهر ما انگار که یک مسئله اجتناب ناپذیر است و اما چاپ کتابم در سی و ششمین سالروز  تولدم و حضور گرم دوستان در کنارم بسیار مبارک است. خواستم در آخرین دقایق #بیستم_خرداد_۹۷ با کمال تواضع و خضوع دست دوستان را ببوسم که همواره هستند و راه دشوار زندگی با گرمی حضور ایشان برایم هموار می‌شود.

دوستانِ جان!
دست تک تک تان را می‌بوسم
برایم سنگ تمام گذاشتید.
منت پذیر محبت‌تان
محمدعلی عربنژاد_عاکف

 

1 دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

میان هق‌هقِ دلتنگیِ شب‌های بارانی

… و باز هم لطف دوستان و انتشار غزلی از مجموعه شعر “فلوکستین بیست” در شماره ۱۰۹۳۸ روزنامه سراسری خبر جنوب با تشکر از مدیر مسوول محترم و دبیر عزیز صفحه  شعر و اندیشه میان هق‌هقِ دلتنگیِ شب‌های بارانی مبادا از من ...

فصلی جدید در شبِ باران شروع شد

فصلی جدید در شبِ باران شروع شد همراه دردهای من آبان شروع شد خش‌خش صدای پای غزل می‌رسد؛ ولی ساق قلم شکست و خیابان شروع شد شد سیب آفریده و آدم تمام شد حوا نوشت: قصه‌ی انسان شروع شد قاجار صف کشیده ...

امشب بزن به وادی دل، بی‌گدارتر

امشب بزن به وادی دل، بی‌گدارتر با من بیا به شهرِ جنون، بی قرارتر سر می‌رسی همیشه‌ی ایام، پر نهیب هر وقت می‌شود دل من نابکارتر سر می‌کنم به شهرِ خیالاتِ نشئگی گاهی بیاد بوسه‌ای از تو خمارتر ای همسفر! میان غزل‌ها ...