پیش من تا ابدالدهر بمان؛ می‌ارزد

پیش من تا ابدالدهر بمان؛ می‌ارزد

می‌خرم ناز تو ای عشق، به جان، می‌ارزد

 

بگذارید برقصم به شبستان شکست

که تمامش به شکوه هیجان می‌ارزد

 

بگذارید بمیرم که در این قبر مخوف

هرچه باشد به تمامی جهان می‌ارزد

 

تب کنم تا تو پرستار منِ مست شوی

با تو هر قَدْر بگویم هذیان می‌ارزد

 

بنویسید به موسی که مکن اخم به عشق

بنویسید به لبخندِ شبان می‌ارزد

 

دود سیگار بریزید به حلقم بخدا

خلسه‌‌ی عشق، به دردِ سرطان می‌ارزد

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

لحظه‌لحظه که به اطراف خودم می‌نگرم

لحظه‌لحظه که به اطراف خودم می‌نگرم می‌رسد حادثه‌ی تازه‌ای از دور و برم در میان همه‌ی دغدغه‌ها، مشغله‌ها… در تلاشم که فقط آبرویم را بخرم توی این شهر پر از حادثه و فتنه و شر جرمم اینست که شاعر شده‌ام خیر سرم ...

بین شلوغیِ خس و خاشاک، این‌بار

بین شلوغیِ خس و خاشاک، این‌بار با عشقِ تو پر می‌زنم بی‌باک، این‌بار   ماندم چرا‌ غم‌نامه‌ام از متن تاریخ هی می‌رسد با حمله‌ی پژواک، این‌بار   گردن گرفتم فتنه‌هایت را زلیخا! من آمدم اما گریبان‌چاک، این‌بار   برگشتم از هر اتفاق ...

یادداشتی برای برنامه من و شما

هوالسلام با احترام به تمامی مجریان عزیز سیما، باید عرض کنم که چرا و با چه توجیهی صدا و سیمای ما باید یک برنامه‌ی زنده را به دست شخصیت #بی_ادب و  #بی_سوادی مانند #آرش_ظلی_پور بسپارد که با چنین رفتار #وقیحانه، با نهایت ...